وقتی پسره می خواد شماره شو بزور قالب یه دختره کنه :
پسره : خانوووووم ؟ یه لحظه لطفا ...!
دختره : 
پسره : ا... این چه قیافه ایه ... ببخشید ... می تونم ....؟
دختره : 
پسره : از خانوم با شخصیتی مثل شما بعیده ! من که قصد بدی ندارم ! فقط می خواستم اگه می شه و امکان داره با خانوم خوشگلی مثل شما آشنا شم !
دختره ( و اگه ۲ تا دختر باشن , بدون شک و ۱۰۰ ٪ دختری که پیشنهاد خطاب به اون نیست جواب می ده!!!) : آقا برو پی کارت !
پسره : با شما نبودم ! با بغل دستیتونم من ! دختر خوبی باش دیگه ! بیا شمارمو بگیر . باور کن من اولین باره تو عمرم به یه دختر دارم پیشنهاد می دم!!!!
دختره : آره کاملا معلومه .
پسره : باور کن , چرا باید بهت دروغ بگم ؟ اصلا بهم میاد دروغگو باشم ؟
در این مرحله پچ پچ هاشون شروع می شه و دختری که هیچ کدوم از ۲۸۰ پیشنهاد امروز خطاب به اون نبوده !!! به اونی که همه دارن بهش پیشنهاد می دن می گه : ولش کن ! قیافه ش معلومه لات و بی سر و پاس ! بپیچونش بره ! زشت هم هست تازه ! بهشم میاد بو عرق بده !! و زحمات و کاری که از مخ نازنینتون کشیدین ... تو این لحظه کلا بر باد رفته می شه 
پسره : الان یکی بهم گیر می ده ها ! بیا بگیر دیگه شمارمو !
دختره : سکوت می کنه!
پسره : ببین تو تنها کسی هستی که من ازش خوشم اومده تو عمرم...خواهش می کنم ...
اکثرا تو این موارد که یه دوست این ریختی کنار دختر مورد نظر باشه , ترفندها و روش های مخ زنی درپیتی شما آقا پسر محترم جواب نمی ده! پس سعی کنین یه دختر تنها پیدا کنین ... یا اگه هم دو نفرن , مثل مورد بالا ,یکیشون آنجلینا جولی نباشه و اون یکی شکل خیار درختی !!
چون این خیار خانوم محترم مانع رسیدن شما آقا پسر عزیز به هدف های شومتون می شه
حالا ...دو تا پسر تو ماشین , هدف : دو تا دختر پیاده ! ( البته هیچ کدومشون بند خیاردرختی رو شامل نمی شن)
پسر ۱ : وااای حاجی , چقدر دوست دارم با این خانومه آشنا شم !
پسر ۲ : کدومشون ؟ سمت راستی رو که نمی گی ! چون مال خودمه ها!!
پسر ۱ : نه ! سمت چپی دلم رو برده , امروز روز عاشق شدن منه حاجی !
پسر ۲ : چه سرنوشتی ! چرا امروز باید انقدر قشنگ باشه که من و تو همزمان گمشده هامون رو کنار هم پیدا کنیم ... چه اکیپی بشیم ما ۴ نفری 
...
و ۲۰ دقیقه همینجوووووور ور می زنن دم گوش هم و دخترا هم یک کلمه از حرفاشون رو نمی شنون 
در این مورد هم خودتون رو نکشین
چون ... با توجه به مطلب آهن پرستی که نوشته بودم , بسته به کلاس کاری این دو تا دختر خانوم محترم , اگه ماشینتون زیر حد نصاب مورد نظرشون نباشه , سوار می شن , وگرنه... شما دو تا پسر خوب , با اینکه نفری ۱۵۰۰۰ تومن پول آرایشگاه دادین و چسب مو ۳۰ ۴۰ تومنی رو سرتونه ... جواتانی بیش تو چشمشون نیستین
در مثال فوق ... حد نصاب ماکسیما بود ُ, و حتی اگه قیافه تون با برد پیت مو نمی زنه , ولی پشت پراید دارین این بلبل زبونی هارو می کنین ... شرمنده ... ایشالا case بعدی ........
ترجیحا یه ۷ ۸ کیلومتری تو شهر پایین تر برین , اونوقت این ایده ی کثیفتون می گیره و اونام باور می کنن که دو تایی ---کاملا اتفاقی--- عاشق دو تا دوست صمیمی شدین 
روش های دیگه ای هم هست ... که نمی گم تا خودتون خلاقیت به خرج بدین ...
و اینکه من این مطلب رو نوشتم ... اولا به کسی برنخوره دوباره ! . بعدشم دلیل بر این نیست که آدم دختر بازی هستم خدایی نکرده 
بلکه طنزی بی مزه بیش نبود 
دیگه اینکه ... اگه انسان هستین و پی کثافت کاری نیستین ! ( که تو این زمونه کمتر همچین دختر یا پسری پیدا می شه ) . به نظر من نه با لباس مارک برین سراغ دختر , نه بهش بگین که تخصص قلب دارین می خونین , و نه با ماشین برین برا پیشنهاد ...! می دونین برا چی ؟ برا اینکه اون موقع کسی رو که بهتون "بله" رو می گه , خیلی احتمالش کمه که شما رو برا چیزی جز خودتون بخواد ... پس ... از خیلی ها "نه" می شنوین ! با افتخار پیش برین ... تا "بله" ای که می شنوین , یک نفر از معدود آدم هایی باشه که فقط "آدم" نیستن , بلکه "انسان" اند!
بد می گم ؟
نظرات شما عزیزان: